http://buy-game.ir

جهنمی به کارگردانی Alex Wesker | بررسی گیم Resident Evil: Revelations 2

0


جهنمی به کارگردانی Alex Wesker | بررسی گیم Resident Evil: Revelations 2

کافیست کلمه Resident Evil را در گوگل یا هر موتور جست و جوگر دیگری جست و جو کنید تا بعد از شماره‌های اصلی سری با سیلی از اعتراض‌های هواداران این سری مبنی بر تغییر سبک کلی آن بعد از شماره سوم رو به رو شوید. عده ی کثیری از هواداران که حرف اصلی شان  معترض بودن به حذف حس ترس و قرار دادن صحنات اکشن در Resident Evil است که اوج آن را در نسخه پنجم نگاهیم. به شخصه معتقدم جهان گیم و صنعت گیمینگ به سرعت در حال پیشرفت و تکامل و تغییر بوده و نمی توان در دراز مدت و آن هم بعد از این همه سال از انتشار نسخه سوم، همچنان انتظار داشته باشیم Capcom همان فرمول قبلی را در گیم های خود و در این فرنچایز به کار گیرد تا طرفداران راضی باشند. حقیقت این است که RE هم مانند تمامی گیم های جهان نیاز به تغییر سبک بنا بر سلیقه بازار داشت تا بتواند فروش کند و به سوددهی برسد و خوشبختانه Capcom هم از این موضوع غافل نشد و به همین دلیل است که Biohozarad هنوز هم که هنوز است نفس می کشد و از الان هم انتظار جنگاهترین نسخه آن یعنی Resident Evil 2 Remake را می کشیم.

شماره چهارم، انقلابی بزرگ نه فقط در Biohazard بلکه در سبک پرطرفدار Survival Horror بود. تغییر دوربین گیم از حالت Fixed از کنار، به حالت سوم شخص از پشت به همراه زیاد شدن تعداد سلاح ها و مهمات در گیم عمده ترین تغییرات سری بود. با وجود یک همراه در گیم( که البته بیشتر دردسر بود تا همراه) و ازدیاد مهمات، Resident Evil 4 یکی از ترسناک‌ ترین گیم های عمرتان می شد. دشمتان به وفور در گیم یافت می شدند و لیون هم توانایی رزمی کاری(!) نسخه ششم را هوز نداشت که بدون سلاح و با دست خالی از پس زامبی ها با اجرای فنون کشتی کج بربیاید; و همین موضوع باعث می شد حس ترس و در آستانه مرگ بودن و برگشت به محل سیو قبلی که شاید یک ساعتی از آن گذشته بود مدام مثل یک خوره در ذهن و دلتان باشد. با انتشار نسخه پنجم ناگهان همه چیز عوض شد و کپکام که به دلیل نسخه قبلی با وجود تغییرات زیاد ستایش می شد در فاصله چندسال به یک شرکت منفور پول پرست تبدیل شد. نسخه پنجم یک گیم عالی بود، یعنی به عنوان یک گیم تقریبا چیزی کم نداشت و هر گیمگیم را راضی می کرد، اما مشکل اصلی نابود شدن ریشه‌ های گیم بود. کمترین حس ترسی در گیم یافت نمی شد. محیط های سرد و تاریک و رعب آور با رنگ های تیره و شب جای خود را به بیابان های روشن و گرم و هوای آفتابی آفریقا داده بودند که کم ترین زمینه ای برای ترسیدن وجود نداشته باشد. اما با همه این تفاسیر، همانطور که اشاره شد نسخه پنجم هم از نظر فنی کم نقص بود و از لحاظ تجاری و نمره منتقذین و بازخورد کلی گیمبازان، عملکرد مثبتی داشت.

یک پکیج دوست داشتنی که برای PS4 و سوییچ موجوده! اگه هیچکدومو گیم نکردین حتما تهیش کتید

به نسخه ششم می رسیم، در این جا هم فرمول گیم همان نسخه قبلی بود با کمی تغغیر در نحوه روایت. روایت گیم دیگر مثل سابق خطی نبود و داستان گیم در قالب ۴ کمپین داستانی متفاوت با Lion، Chris ، Jake و Ada روایت می شد. بخش chris مانند نسخه قبل کاملا اکشن بود و حس ترسی در آن وجود نداشت، بخش Ada کاملا بر پایه حل کردن معما و پیدا کردن راه درست در یک عمارت بسیار بزرگ، بخش Lion مخلوطی از اکشن و ترس بود و بخش Jake هم هیجان انگیرترین و اکشن ترین بخش گیم به حساب می آمد. با گذشت زمان چند نسخه فرعی برای این فرنچایز محبوب منتشر شذ که Operatio Raccoon City،Revelations و Mercenaries بودند که به غیر از Revelations دو گیم دیگر به قدری ضعیف از آب درامدند که حتی ارزش صحبت هم ندارند. Revelations اما با برگرداندن Jil  به عنوان شخصیت اصلی و کریس به عنوان همره او و روایت داستان با ۴ شخصیت متفاوت( دو اصلی و دو همراه) داستان گیم را تا حد زیادی قوی تر کرده بود. حس تنهایی در گیم به دلیل وقوع گیم در یک کشتی دورافتاده در یک جزیره به خوبی به گیمر منتقل می شد و پر بیراه نگفته ایم اگر بگوییم بعد از نسخه سوم، Revelations ترسناک ترین نسخه این سری است. این نسخه به خوبی المان های ترسناک و اکشن را مخلوط کرده بود و یک گیم کم نقص برای هوادارن، به خصوص هواداران قدیمی بود; چون پایه و اساس گیم حل معماهای بسیار سخت و راهروهای تو در تو و گمراه کننده بود و تقریبا تمام گیم فقط با خلاقیت و مهارتتان پیش می رفت.

بعد از مدتی Cpcom نسخه دوم Revelations را که ادامه نسخه قبلی بود بررسی و روانه بازار کرد. از تریلرها می شد حدس زد که احتمالا المان های نسخه قبلی در شماره دوم هم پیاده شده و البته این بار بر خلاف همیشه گیم به صورت اپیزودیک در چهار قسمت به تدریج عرضه شد. اکنون با بررسی Resident Evil: Revelations 2 با شما هستیم تا ببینیم ادامه یکی از نسخه های فرعی بسیار خوب این سری چگونه از آب درامده است و می تواند اتظاراتتان را براورده کند یا خیر. با دنیای گیم در این ببرسی همراه باشید.

Resident Evil: Revelations 2

داستان گیم مثل نسخه قبل بزرگترین نقطه قوت آن است. اگر نسخه قبل را گیم نکرده اید حتما قبل از انجام این نسخه، نسبت به تهیه آن اقدام کنید و سپس پای نسخه دوم بنشینید چون وقایع گیم کاملا با هم مرتبط هستند. شباهت زیاد داستان و Setting گیم با نسخه قبل انکار نشدنی است. در این جا هم در یک جزیره ی دور افتاده هستید، با وجود یک همراه اما به دلیل محیط گیم کاملا احساس تنهایی و دورافتادگی می کنید و همچان چالش اصلی شما پیدا کردن راه ها و تا حدی حل معماهاست; البته دشمنان گیم هم بسیار قوی هستند، حتی قوی تر از حد معمول! داستان گیم از این قرار است که بعد از وقایع Terragrigia در نسخه قبل که این شهر با خاک یکسان شد، گروهی به نام Terrasave تحت نظر سازمانی به همین نام تصمیم به محافظت از مردم و زنده کردن دوباره ی BSAA که در نسخه قبل مقصر اصلی در عدم توانایی برای برطرف کردن  تهنگاه تروریست ها و نابود شدن شهر بود، گرفتند. Claire Redfield که عضو همین سازمان است به همراه Moira Burton که دختر Barry Burton (عضو سابق FCCA که برای کمک به BSAA به تراگریژیا فرستاده شده بودند و در برطرف کردن تهنگاه ناکام ماندند) در مراسمی به میزبانی سازمان Terrasave حضور دارند که کمی پس از صحبت Claire با مافوقش Neil Fisher، افرادی ناشناس که ماسک های گاز بر صورت دارند به مراسم حمله کرده و Claire و Moire و چند عضو دیگر سازمان را می دزدند. Claire بعد از به هوش آمدن خود را در سلولی تاریک می بیند و به جست و جوی مویرا می پردازد که او هم مثل ردفیلد بی خبر از همه چیز است. تنها چیزی که آن ها می فهمند این است که دستبندهایی بر دست دارند که در واکنش به مقدار ترس آن ها تغییر رنگ می دهند و به مرور زمان می فهمند این جزیره متعلق به زنی است که خود را Overseer می نامد و به همه افراد جزیره ویروسی تزریق شده که غیرفعال است و فقط در صورتی این ویروس فعال می شود که افراد بیش ازحد معمول بترسند. در این هنگام دستبند تغییر رنگ داده و تبدیل شدن فرد به زامبی به سرعت رخ می دهد.

بدجایی گیر افتادن این دوتا!

علاوه بر دنبال کردن وقایع با کلیر و مویرا در یک خط داستانی دیگر که ۶ ماه بعد می باشد با پدر مویرا یعنی Barry و یک دختربچه به نام ناتالیا همراه می شویم که به دنبال فهمیدن حقایق و پیدا کردن مویرا هستند. Barry به کمک ناتالیا که او نیز یکی از موش های آزمایشگاهی Overseer بوده است به دنبال پیدا کردن مکانی است که مویرا در آن زندانی شده و این کار اصلا ساده نیست و باید از موانع و دشمنان زیادی برای این کار بگذرد. از دادن توضیح بیشتر در مورد داستان گیم خودداری می کنم چون کمی حرف اضافه تر به معنای اسپویل اتفاقات فوق العاده ای است که در طول گیم برایتان می افتد و خودتان باید آن ها راببینید. شخصیت پردازی کاراکترهای گیم بسیار خوب است و با وجود آن که در اکثر مواقع در گیم در حال مبارزه یا حل کردن معما ها و پیدا کردن مسیرها هستیم، اما در حین همین وقایع دیالوگ های بسیار مفیدی رد و بدل می شود که باعث همذات پنداری بیشتر ما با کارکترها می شود. علاوه بر دیالوگ ها بار سنگینی از داستان گیم بر دوش دست نوشته هایی است که پیدا می کنید;  البته این گونه نیست که اگر دست نوشته ها را نخوانید هیچ چیز از داستان زیبای گیم متوجه نمی شوید، بلکه خواندن دست نوشته ها کمک شایانی به فهم بیشتر وقایع گیم و انس گرفتن شما با محیط مرده و سرد گیم می باشد که اگر موفق به این کار شوید قطعا داستان گیم یکی از بهترین ها در این سبک برایتان خواهد شد.

یکی نجات بده اینا رو از این جهنم!

نکته بسیار جالبی که در مورد محیط های گیم وجود دارد، این است که به دلیل  روایت گیم در دو بازه زمانی متفاوت و با فاصله ۶ ماهه، چون محیط ها در این دو بازه زمانی از نطر جغرافیایی یکی است، به خوبی تغییراتی که آن ها در این زمان کرده اند را به خوبی لمس می کنید. کارخانه ی بزرگی که ۶ ماه پیش با Claire در آن با یک باس فایت غول پیکر مبارزه کرنگاه، حال مخروبه ای بیش نیست. یا انسان هایی که در این محیط ها سلاخی شده بودند، بعد از ۶ ماه با Barry باید با زامبی شده آن ها مبارزه کنید. از این دست تغییرات و ریزه کاری ها در گیم زیاد است که به باورپذیر بودن گیم کمک شایانی کرده است. تا اواخر اپیزود سوم فکر می کنید گیم ارتباط چندانی با نسخه قبل و حوادث فاجعه بار Terragrigia ندارد، اما ناگهان گیم با یک فایل ویدئویی چنان ورق را برمی گرداند که پیش خودتان میگویید: ای بابا چی شد؟ برم نسخه قبل را گیم کنم ببینم چه خبره! و از آن موقع تا ثانیه پایان گیم باید از وقایع نسخه قبل کاملا مطلع باشید که داستان گیم را درک کنید. داستان گیم را اگر تنها با نگاهن سینماتیک ها بخواهید بفهمید با یک داستان سطحی رو به رو خواهید بود; اما اگر تمام جزئیات، دست نوشته ها و دیالوگ هایی که حین گیم‌ پلی بین شخصیت ها رد و بدل می شود را با دقت دنبال کنید، با یک داستان عالی و کار شده طرف خواهید بود.

Barry و این دختر معصوم

هر چقدر گیم پلی گیم ها ساده تر باشد قطعا ظرفدارن کم سن و سال بیشتری هم خواهد داشت. اما RE:Revelations 2 اصلا برای چنین افرادی یا افرادی که خواهان یک گیم ساده هستند مناسب نیست. مهم ترین نکنه در گیم ایجاد تعادلی عالی میان قسمت های ترسناک و اکشن گیمست. برخلاف بسیاری از نسخه های قبلی این سری، این شماره هر دو عنصر را با هم داشته و به نوعی یاد و خاطره ی نسخه چهارم را از این لحاظ زنده می کند. در بخش Claire و Moira بیشتر باید روی مبارزه با دشمنان در محیط های مخوف و البته پیدا کردن راه تمرکز کنید، در بخش Barry و ناتالیا تمرکزتان بیشتر بر روی حل معما ها و تا حدی هم پیدا کردن مسیر درست خواهد بود; در این قسمت ها دشمنان چالش کمتری برای شما خواهند داشت به خصوص که ناتالیا هم با قابلیت ویژه خود می تواند دشمنان را از دور به صورت یک هاله ببیند که بسیار کمک حال شما خواهد بود. تنوع گیم پلی در هر دو بخش آن به خوبی رعایت شده و گیم به هیچ عنوان از یکنواخت شدن رنج نمی برد. در بسیاری از اوقات دو شخصیت که باهمند از هم جدا شده و باید به صورت جداگانه آن ها را کنترل کنید و یا حتی در بخش هایی محدودیت زمانی دارید و باید با کنترل هر دو شخصیت به سرعت کارها را انجام دهید و در زمان مناسب از محیط خارج شوید. باس فایت ها هم در گیم طبق سنت شماره های قبلی حضور دارند که توصیه می کنم اگر اعصاب پولادین ندارید با درجه سختی Survival به مبازه با آن ها نروید که بسیار طاقت رساست. در مبارزات Calire و Barry نقش اصلی و مویرا و ناتالیا نقش Support را دارند که با رساندن گیاه های سلامتی و مهمات کمک شایانی به شما خواهند کرد.

Bloody Hell!

گیم با آن که روندی حطی دارد، می‌توانید با پیدا کردن انواع قطعات برای اسلحه به ارتقای سلاح های خود بپردازید که تاثیر بسزایی هم در موفقیت شما در گیم خواهند داشت، علاوه بر آن با استفاده از گزینه ای به نام Special Skills می توانید در پایان هر اپیزود یا در میان گیم از طریق منوی اصلی، به ارتقا توانایی های شخصیت ها بپردازید; مثلا می توانید با گزینه Follow-up بعد از یک حمله با Barry شاهد یک حمله از ناتالیا بلافاصله بعد از آن باشیذ، این موارد بسیار کمک حال خوبی در مبارزه با دشمنان پر تعداد هستند. تنوع دشمنان هم از دیگر نکات خوب گیم پلی است. به جز زامبی های معمول شاهد انواع دیگری هم هستیم که چالش گیم را زیادتر می کنند. ابرخی از آن ها فقط سمت شما می آیند تا با انفجار در یک مکان مناسب نگاه شما را به کلی کور کنند، نوع دیگری از آن ها با در دست داشتن یک گراز مهمات زیادی را برای کشته شدن طلب می کنند و با یک ضربه می توانند خونریزی شنگاه شما را علت شوند و بسیاری از انواع دیگر. اما مورد بدی که وجود دارد چالاک بودن و زیرک بودن بیش از حد زامبی هاست. مسلما توقع ندارید وقتی از یک مکان با ارتفاع نسبتا زیاد بالا می روید، زامبی ها هم به دنبال شما بیایند و همچنان بیخیال ماجرا نباشند، اما متاسفانه در این نسخه این چنین نیست و زامبی ها حتی توانایی بالا رفتن از یک فنس با ارتفاع نسبتا زیاد هم دارند که این به کلی از هویت و ساختار آن ها به دور است! هوش مصنوعی ناتالیا هم در برخی موارد آزار دهنده بوده و  کارهایی که انتظار می رود را انجام نمی دهند; یکی از فرمان هایی که شما می توانید در گیم بدهید فرمان دنبال کردن یا توقف همراهتان است که به خصوص در حل معماها بسیار کاربردی است، علاوه بر آن در مواردی هم که هوش مصنوعی گیم لنگ می زند می توانید با دادن دستورهای مناسب، از اشتباهات همراهتان مصون بمانید!

وقتی میگیم گیم سخته شوخی نداریم که D:

تیراندازی و مبارزات با سلاح های سرد و انجام حرکات رزمی بسیار نرم و روان بوده و هیچ مشکل خاصی در آن به چشم نمی خورد. البته Damage سلاح های سرد خیلی طبیعی نیست، مثلا پرتاب آجر به مراتب صدمه بیشتری به دشمن می رساند تا زدن ۳ ضربه چاقو! معماهای گیم نه چندان سخت است و نه خیلی آسان . به خصوص برای معماهای بخش Barry قطعا وادار به فکر کردن و آزمون و خظا خواهید شد. از همین جا به شما تصمین می کنم اگر بخواهید قسمت دوم اپیزود سوم گیم را به پایان برسانید به احتمال بسیار بالا یک ساعتی را بدون هدف در محیط چرخ میزنید تا جرقه کاری که باید انجام دهید در ذهنتان بخورد! این اتفاقات نوستالژی های بسیاری را برای طرفداران قدیمی زنده خواهد کرد. مثل همیشه در گیم با کمبود گیاه های سبز و قرمز( که مثل الماس کمیاب هستند) مواجه هستید و قسمت عمده ایی از ترس گیم هم به دلیل همین کمبود مهمات و گیاه هاست، این کمبودها باعث می شوند در گیم مدام احساس کنید مرگ بیخ گوشتان است و بدون احتیاط هیچ کاری انجام ندهید. ترس در این نسخه نسبت به نسخه قبل  همین عنوان فرعی تا حدی کمتر شده اما کاملا قابل قبول است و لحظات بسیاری در گیم وجود دارند که آدرنالین خونتان تا حد نهایت بالا می رود و فقط می خواهید زنده از نبرد بیرون بیایید( قسمت اول اپیزود دوم بهترین مثال در این زمینه است) اما چیزی که تا حدی به گیم پلی گیم آسیب می زند، سیستم RNG به کار رفته در مورد آیتم های محیط است. این سیستم باعث شده گاها آیتم های بسیار ارزشمندی را در محیط و جعبه ها بیابید و بعضا با آیتم های با کارامد بسیار کمتر رو به رو شوید( چیز به درد نخوری در آیتم ها وجود ندارد و فقط نسبت به موقعیت می توان آن ها را مفید یا کم اهمیت دانست) مثلا امکان دارد با ورود به یک محیط با یک گیاه سبز و یک گیاه قرمز روبه رو شوید که از ترکیب آن ۴ گیاه دارید که فوق العاده ارزشمند است، و همینطور ممکن است بار دیگر با ورود به همان محیط فقط ۵ گلوله شاتگان گیرتان بیاید که این مورد گیم را تا حد زیادی شانسی می کند.

ملاقات با Overseer!

با وجود اپیزودیک بودن گیم، برخلاف گیم های Telltale نه با گیم ساده ای طرف هستیم و نه با یک گیم کوتاه از نظر مدت زمان گیم پلی، هر اپیزود دو بخش دارد: یکی با Claire و مویرا و بخش دوم با Barry و ناتالیا. هر کدام از این بخش ها تقریبا ۲ تا ۲٫۵ ساعت طول میشکد که یعنی برای هر اپیزود باید ۴ الی ۵ ساعت زمان بگذارید و مجموعا گیم ۱۶ تا ۲۰ ساعت گیم پلی خواهد داشت که کاملا راضی کننده است. بعد از نسخه اول Revelations بار دیگر طرفدارن قدیمی این سری می توانند بابت تجربه یک Resident Evil خوب از لحاظ گیم پلی مظمئن باشند.

حجم کلی گیم به ۲۰ گیگ هم نمی رسد و هر قسمت بیش از چهار الی پنج گیگ حجم ندارد اما با این حال باز هم شاهد کیفیت خوبی از لحاظ بصری هستیم. چهره ی شخصیت ها به خوبی کار شده و حتی احساسات آن ها هم به خوبی نشان میدهد. بافت های محیط کیفیت خوب یدارند و کمتر پیش میاید اشیای تار و بی کیفبت در گیم ببینیم. فریم ریت گیم به جز در اپیزود آخر کاملا ثابت است و ذره ای شاهد افت فریم نخواهید بود و حتی در صحنه های بسیار شلوغ هم شاهد چنین مواردی نیستیم. باگ های گاها آزاردهنده ای در گیم وجود دارد که بیشتر مربوط به قسمت هایی است که دو شخصیت باید باهم همکاری کنند یا یکی از آن ها باید دیگری را بالا بکشد، در این موارد پیش میاید که شاهد تاخیر در انجام کار به دلیل گیر کردن شخصیت در یک نقطه هستیم که با وجود آن که این اتفاقات بسیار انگشت شمار هستند اما ممکن است برای شما جالب نباشند. نورپردازی و سایه پردازی گیم بسیار خوب کار شده و سایه های محیط به خوب یهر چه تام تر حس ترس را به شما انتقال می دهند. به طور کلی شاهد یک گرافیک واقع گرایانه با ترکیب محیط های تیره و تاریک با رنگ های سرد هستیم که ذهن شما را به سمت ریشه های این سری خواهد برد.

اینم قسمت Raid Mode گیم که با هر شخصیتی که بخواین میتونین مراحلشو چه افلاین و چه آنلاین برید و فقطم باید توش آدم و زامبی بکشین. Kill Or Be Killed به معنای واقعی کلمه!

صداگذاری هم از دیگر نکات قوت آن است و تمامی صداپیشه گان به خوبی از پس وظیفه خود برامده و شاهد هیچ کم کاری نیستیم. در صدای مویرا به خوبی یک عضو Terrasave تازه کار که ترسیده و مدام می ترسد بمیرد، در صدای Claire یک زن مصمم و شجاع و باتجربه در این امور و در صدای Barry به خوبی عزم یک پدر برای پیدا کردن یا انتقام جویی دخترش حس می شود و بقیه صداگذاران هم شخصیت پردازی شخصیت ها را به زیبایی در صدایشان نشان داده اند. تعداد قطعات موسیقی گیم هم زیاد است و ریتم آن هم به خوبی و به موقع تند و آرام می شود و شاهد یک موسیقی Original و خوب در گیم هستیم.

یه قدم اشتباه بردارین این لیزرا میسازن کارتونو

اگر از دسته افرادی هستید که به طور کلی از شماره ۵ و ۶ گیم ناراضی بونگاه و حتی آن ها را به عنوان یک گیم خوب هم قبول نداشتید، باید بگویم احتمالا برای Revelations 2 هم همین را میگویید، چون با وجود بازگشت حس ترس به این سری، باز هم صحنات اکشن این نسخه فرمول کلی همان دو نسخه ۵ و ۶ را دارند و حتی گاهی اوقات Claire برای خود یک پا لیون می شود! برای این افراد بیشتر نسخه یک همین عنوان یعنی Revelations 1 را توصیه می کنم. اما اگر دو نسخه پنجم و ششم را به عنوان یک گیم خوب و جدای از نام آن قبول داشتید و فقط از نبود عنصر ترس در آن شاکی بونگاه، باید بگویم هر چه سریع تر Revelations 2 را تهیه کنید که مختص خود شماست. معجونی عالی از المان های اکشن و ترسناک که به خوبی پاسخ گوی هر دو نیاز شما در گیمست. Resident Evil Revelations 2 با برگرداندن حس تنهایی و محیط هایی مرده و سرد بار دیگر شما را به حال و هوای نسخه های قدیمی گیم برده و یکی از بهترین Resident Evil هایی اس که در حال حاظر در بازار وجود دارد.

 

,

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاهها مسدود است