http://buy-game.ir

عروج مرد کوزه‌ای ! | نقد و بررسی گیم Getting Over It with Bennett Foddy

0


عروج مرد کوزه‌ای ! | نقد و بررسی گیم Getting Over It with Bennett Foddy

گیم Getting Over It with Bennett Foddy روایتگر داستان مردی است که در یک قابلمه یا کوزه یا هر چیزی که در شکل مشاهده می‌نمایید، زندانی است و نمی‌تواند از آن بیرون بیاید. این که چه کسی چنین بلایی بر سر او آورده مشخص نیست. حتی احتمال آن هم می‌رود که طبیعت و ذات این موجود چنین باشد. اما خب این مسائل هیچ کدام اهمیتی ندارند زیرا جز این که آن مرد می‌خواد بالا و بالاتر برود چیز دیگری نمی‌دانیم. شخصیت گیم یعنی مرد محبوس در کوزه تنها وظیفه دارد از هر چیزی که می‌بیند بالا برود، حال سخره و پله و دیوار باشد، یا فضای خارج از جو کره زمین. اما یک انسان که درون کوزه‌ای گرفتار شده و هیچ قدرت ماورای طبیعت و یا جادو و نیروی ابرانسانی دیگری ندارد، چگونه می‌تواند همانند سخره نوردان قهار و یا کوهنوردان زبده موانع را یکی پس از دیگری پشت سر بگذارد ؟ جواب چیزی نیست به جز عصای کلنگ مانندی که در دستان خود دارد.  چوبی که نمی‌شکند و به طور کامل توانایی تحمل شخصیت اصلی و ظرف او را دارد و همچنین کله آن طوری طراحی شده که بتواند راحت به جاهایی که امکان آن فراهم است گیر کند و به آسانی جدا نشود. اگر فرض کنیم چنین عصا و یا چوبی وجود دارد (که خب ساخت آن دور از دسترس نیست) و همچنین انسانی وجود دارد که بتواند خود و قابلمه احاطه‌کننده‌اش را چند متر به بالا پرتاب کند (که خب وجود چنین انسانی کاملاً دور از دسترس است!) می‌توان فیزیک این گیم را بسیار خوب و بی نقص به حساب آورد که در ادامه به آن اشاره خواهم کرد. اما نکته مثبت ماجرا آن است که توسط مردی که در قابلمه‌ای اسیر است، خواهیم توانست ده‌ها و یا صدها متر به بالاتر صعود کنیم. حال پرسشی که شاید به ذهن شما رسیده باشد آن است که آیا این اتفاق کار ساده‌ای است؟ جواب به طور قطع یک نه بسیار بزرگ و سفت و سخت است. در ادامه با من و وب‌سایت خبری تحلیلی دنیای گیم همراه باشید تا بیشتر و دقیق‌تر این گیم را مورد بررسی قرار دهیم.

گیم Getting Over It with Freddy Bennett Foddy در دسامبر سال ۲۰۱۷ توسط شخص Bennett Foddy ساخته شد و کمپانی Humble Bundle هم وظیفه انتشار آن را بر روی پلتفرم‌های Microsoft Windows, macOS, iOS و android به عهده داشت. این عنوان یک گیم کوچک بوده که بر اساس میزان مهارتتان می‌توانید آن را در ده تا بیست دقیقه نیز به اتمام برسانید (رکورد جهانی به پایان بردن گیم زیر ۲ دقیقه است) اما برای این که به این میزان مهارت برسید قطعاً باید ساعت‌ها و روزها تمرین کرده و در کنترل شخصیت گیم و سخره و کوه‌نوردی استاد شوید. اما در حالت عادی می‌توان گیم را در ۸ یا ۹ ساعت به اتمام رساند. گیم در وب‌سایت متاکریتیک متایی ندارد زیرا کلاً یک نقد برای آن منتشر شده و نمره آن نیز ۸۵ بوده که نمره‌ای خوب به شمار می‌آید، اما نمی‌توان به آن استناد نمود. ولی هنگامی که به بخش نمرات کاربران و یا همان User Scores مراجعه کنید متوجه خواهید شد که نمرات بسیار متناقض خواهند بود‌‌. عده‌ای پس از تجربه ده دقیقه از گیم آن را کنار گذاشته و به آن فحش و بدوبیراه گفته‌اند و عده‌ای نیز عاشق و معتاد سختی چالش برانگیز آن شده‌اند. از این حرف‌ها می‌توان نتیجه گرفت گیم زیبایی‌ها و نکاتی دارد که شاید تجربه و لذت بردن از آن‌ها کار هر کسی نباشد و صبر و حوصله و مهارت و رنج فراوانی را بخواهد. (و خب کدام مهارت و لذت زیادی است که بسیار راحت به دست بیاید؟).

یارو که اصن تو کوزست !!!

همان طور که اشاره شد گیم پلی گیم شامل کمک گرفتن از یک کلنگ و بالا رفتن و عبور از موانع مختلف است. به طور دقیق‌تر گیم‌پلی گیم را می‌توان گیر دادن نوک چوب به یک مانع و استفاده از آن به عنوان اهرم و تکیه‌گاهی برای یک پرش حساب‌شده و درست و به موقع به حساب آورد. گیم تماماً با یک موس انجام خواهد شد و در نتیجه تنها ابزارمان برای کنترل شخصیت اصلی کلیک کردن و تکان دادن موس است.

تا اینجای مقاله از سختی طاقت فرسای گیم گفتیم اما خب سختی این عنوان تنها در بالا رفتن و استفاده درست از چوبمان خلاصه نمی‌شود. بلکه مشکل دیگری که وجود دارد آن است که گیم مکانیسمی به نام سیو کردن نخواهد داشت. بلکه خود گیم هر لحظه و ثانیه گیم را سیو خواهد کرد. به عبارتی دیگر هیچ راه بازگشتی وجود ندارد که بخواهیم گیم را برای مثال از یک یا پنج دقیقه قبل لود کنیم. این امر وقتی مشکل آفرین خواهد بود که بدانیم امکان دارد پس از چندین ساعت تلاش و زحمت، از ارتفاع به پایین بیفتیم و ناگهان مشاهده کنیم که باید دوباره بسیاری از موانع را از نوع پشت سر بگذاریم. حتی امکان دارد پس از چند ساعت تحمل رنج و سختی و غم و شادی ناشی از شکست و پیروزی ناگهان به ابتدای ابتدای گیم برگردیم. آنگاه است که احتمالاً کلید آلت را با انگشت شصت خود گرفته و انگشت کوچک خود را نیز بر روی کلید F4 قرار خواهیم داد.  (البته می‌توانید به یوتیوب و یا شبکه‌های اشتراک‌گذاری ویدئویی دیگر نیز رجوع کنید تا واکنش‌های بسیار شنگاهتر طرفداران را نیز مشاهده نمایید!). عده‌ای چند روز یا چند ساعت و یا حتی چند ثانیه بعد به گیم باز خواهند گشت و خواهند نگاه که حرفه‌ای‌تر شده‌اند و این بار می‌دانند چگونه باید موانع را پشت سر بگذارند و می‌توانند گیم را تمام کنند و لذت نابی را بچشند که از دیرباز تا کنون از برترین لذت‌های بشری بوده است. تمام کردن و موفق شدن در چالشی که ابتدا بسیار سخت و طاقت‌فرسا به نظر می‌رسیده و خب هر کسی هم از پس آن بر نمی‌آمده. حس پیروزی و غرور و توانایی‌ای که از اتمام این گیم به دست خواهید آورد بی‌نظیر است. (باز هم پیشنهاد می‌کنم سری به یوتیوب زده و ویدئوی گیم کسانی که در مقطعی توانسته‌اند رکورد بزنند را مشاهده کنین و همچنین از آن‌ها نحوه و شیوه گیم کردن بیاموزید)

وضعیت : داغون! لنگ در … ببخشید کوزه در هوا | هدف : بالای اون درخته

گرافیک فنی گیم با توجه به حجم آن کاملاً خوب است. طبیعتاً کسی از گیم‌های کم حجم و کوچک توقع گرافیک هیولا نخواهد داشت. اما در مورد این گیم که تمام مکانیسم آن بر پایه فیزیک آن است انتظار می‌رود که گیم در زمینه فیزیک خوب باشد که واقعاً هم همین طور است. وزن انسان و کوزه قابل گیم بسیار مناسب بوده و در نتیجه این وزن بهینه، پریدن و حرکات در گیم بسیار مناسب است. من در تجربه این گیم حرکتی غیرطبیعی مشاهده نکردم. تنها گاهی اوقات نوک چوب به جایی گیر می‌کند و جدا کردن آن بسیار سخت خواهد بود که خب نمی‌توان این امر را ایرادی برای فیزیک گیم به حساب آورد بلکه این امر بیشتر به خاطر محاسبات اشتباه گیم باز خواهد بود.

گرافیک هنری گیم در مجموع بدک نیست. به طور یقین نمی‌توان گفت با یک گرافیک هنری خیلی خوب ‌مواجهیم اما خب نقص جدی و مشکل حادی هم در این مورد به چشم نمی‌خورد. معمولاً گیم‌های کم حجمی که می‌خواهند حرفی برای گفتن داشته باشند با توجه به این که در زمینه گرافیک فنی حرف زیادی برای گفتن نخواهند داشت سعی می‌کنند در بخش گرافیک هنری و طراحی مناطق و محیط‌های گیم سنگ تمام بگذارند. در این گیم این اتفاق نیفتاده است. محیط و اشیا ساده‌اند و هیچ گیم طراحی هنری خاص و منحصر به فردی نخواهد داشت. بودن یک مرد درون کوزه یا قابلمه و تلاش او برای فتح قله‌های جهان و استرس و ترس ناشی از سقوط قطعاً پتانسیل بسیار بالایی برای تشنگاه این احساسات توسط طراحی هنری گیم داشت. در قسمت انتهایی گیم که از جو زمین خارج می‌شویم نیز گیم در القای حس ترس و وهم ناشی از تنها بودن در فضا  ناموفق است. البته طراحی خود شخصیت گیم و کوزه‌اش به خوبی صورت پذیرفته و می‌توانید او را بدون آن که چیزی بگوید دوست داشته باشید.

بابا سورئال !!!

موسیقی گیم هم وضعیتی مشابه گرافیک هنری آن دارد. نمی‌توان آن را بد یا فاجعه دانست اما نه در خاطرتان باقی می‌ماند و نه حس هیجان و ترس و شکست را منتقل می‌کنند و نه  پیروزی و غرور را. در عوض شخصیتی که گویی ناظر کل و مشاهده‌گر تلاش‌های گیم باز است با حرف‌هایش در گیم سنگ تمام می‌گذارد. هنگامی که می خواهید گیم را شروع کنید شما را تشویق کرده و بهتان امید می‌دهد اما همان زمانی که شکست می‌خورید و پس از تلاش فراوان دوباره به نقطه قبل باز می‌گرنگاه به شما ریشخند زده و با جمله‌ای کنایه آمیز شما را مسخره خواهد کرد! جملات حکیمانه و فلسفی و بعضاً بامزه او در طول مسیر همواره کنار شما خواهد بود تکراری نخواهد شد. درمجموع گیم در کنار این صدا بسیار لذت بخش تر از تجربه بدون حضور اوست و گیم تا حدودی توانسته قوی نبودن بخش‌های هنری دیگر را با این موضوع جبران نماید.

می‌تونن یه DLC بدن بیرون که توش گلف گیم کنیم…

بسیاری از ما گاهی اوقات از گیم‌های بزرگ خسته شده و به سراغ گیم‌های سبک‌تر و کم حجم‌تر رفته‌ایم. ولی شاید تعداد کمی از ما بوده‌ایم که در گیم‌های کم حجم به دنبال چالش‌های سخت و طاقت فرسا بوده باشیم. Getting Over It with Bennett Foddy عنوانی است که در ابتدا بسیار سخت به نظر می‌رسد. حتی به پایان رساندن آن محال به نظر می‌آید. اما کافی است دل به آن سپرده و کنترل درست شخصیت اصلی را یاد بگیریم تا معتاد آن شویم. گیم با وجود قوی نبودن در بخش‌های گرافیک هنری و موسیقی و همچنین کوتاه بودن قطعاً ارزش تجربه کردن دارد زیرا مکانیسم موجود در آن را در هیچ گیم دیگری مشاهده نکرده‌ایم. تجربه گیم پلی جذاب است و فیزیک خوب گیم و به اتمام بردن آن حسی از لذت و غرور وصف نشدنی را به همراه خواهد داشت که در کمتر گیم‌ای می‌توان تجربه کرد.

دیدگاهها مسدود است